ورود کارفرما

ما با هم می توانیم 1392/10/16

تعداد دفعات مشاهده شده : 1157


آیا بهتر نیست ما با همدیگر به عنوان یک نفر کار کنیم اما بدون تراژدی؟ شما می توانید!!! اقتصاد ما در رکود باشد یا رونق، یک رشته مشترکی وجود دارد که می تواند به موفقیت کسب و کار ما کمک کند و این رشته همان افراد هستند.

اگر به طور مداوم در کمک به افراد برای کار کردن با یکدیگر تمرکز شود، می توان به هر چیزی دست یافت فقط لازمه این امر گرفتن روحیه و انرژی از مسئله " ما با هم می‌توانیم" است. جهت درک واقعی اینکه چگونه می توان روحیه و انرژیِ با هم توانستن را ایجاد کرد، باید مفهوم تیم را درککرد  و ویژگی های یک تیم موفق را دانست. فرهنگ لغت دنیای جدید، تیم را به عنوان گروهی از افراد تعریف می کند که در یک تلاش هماهنگ با همدیگر کار می کنند. در واقع این تعریف دارای دو بخش است و بخش دوم وابسته به بخش اول است. در ادامه به صورت مختصر هر دو بخش با جزئیات مورد بحث قرار خواهد گرفت اما ابتدا اجازه دهید تا در مورد ویژگی های تیم صحبت کنیم. آیا شما تاکنون عضوی از یک تیم بوده اید که بنا به نتایج آن ، آن را یک تیم معرفی نکرده باشید؟ برخی موانع موجود برای بازداشتن موفقیت و توسعه تیم ها عبارتند از:

- کسی به صحبت های دیگری گوش نمی دهد.

- برنامه های شخصی زیادی وجود دارد.

- هر کسی می خواهد رئیس باشد.

- منابع کافی مانند زمان، حمایت و بودجه وجود ندارد .

آیا این موانع برایتان آشنا نیست؟ آیا می‌دانید چه چیزی تیم ها را موفق میکند؟ شما در تیم‌های موفق چه تفاوتهایی را مشاهده می کنید؟ تعدادی از ویژگی های تیم موفق عبارتند از:

_ تیم ها دارای اهداف تعریف شده‌ی مشخصی هستند.

_ نقاط قوت افراد مورد استفاده قرار می گیرد.

_ ارتباط، ارتباط، ارتباط.

همان طور که با جزئیات بیشتر در مورد تعاریف تیم صحبت خواهد شد، این موانع و ویژگی ها را در ذهن نگه دارید. در مورد روش هایی که می توانید در تیم خود بگنجانید و اطمینان حاصل کنید که تیم موفقی خواهید داشت فکر کنید. اکنون اجازه دهید به عقب برگشته و کمی در مورد بخش اول تعریف تیم « گروهی از افرادی که با همدیگر کار می کنند» صحبت نماییم، اگر شما یک گروه از افراد کاملا متفاوت را با هم در یک اتاق قرار دهید و درها را ببندید ،آیا آنها با همدیگر کار خواهند کرد؟ ممکن است بگویید « بستگی دارد» اما پاسخ نهایی «نه» است، حداقل نه در یک روش درست. برای اینکه افراد در یک تیم با همدیگر کار کنند، آنها به کمک نیاز دارند. این امر مستلزم آن است که ابتدا تفاوتهای موجود در بین گروه را شناسایی نمود و سپس ارزش های این تفاوت ها را استخراج نمود. برای مثال :

*  ممکن است دو بخش با روش های کاملا متفاوتی اجرا شوند. آیا یک روش برتر از روش دیگر است؟ شاید  بله و شاید خیر. احتمالا شما می توانید برقراری ارتباط بین گروه ها را تسهیل نمایید و آنها چیزهایی که درمورد استراتژی عملیاتی یکدیگر فکر می کنند و اینکه چگونه می‌توانند آنها را در گروه خود بگنجانند را به اشتراک می گذارند.

*   آیا دو یا چند فرد در گروه دارای شخصیت های کاملاً متفاوتی هستند؟ شاید شما بتوانید برای کمک به تحقق این تفاوت ها از ابزار ارزیابی شخصیت «برای مثال شاخص نوع مایرز بریگز» و از روش های فکر بکر و ناگهانی در یک شیوه مثبت استفاده کنید. تمرین‌های زیادی وجود دارند که می توان برای کمک به نشان دادن ارزش این تفاوتهای شخصیتی که واقعا می تواند چشمان شرکت کنندگان یا اعضای تیم را باز کند ، انجام دهید.

*  اغلب، افراد چندین بار در درون یا بیرون گروه با هم ارتباط برقرار می کنند؟ آیا آن تنها زمانی است که آنها به چیزی احتیاج دارند؟ اگر چنین است، شما احتمالا به ایجاد روش هایی نیاز دارید که افراد قبل از اینکه به هم نیاز داشته باشند با هم تعامل برقرار کنند. این امر می تواند از طریق برخی فعالیت ها مانند فعالیت های اجتماعی انجام شود. فعالیت‌های اجتماعی ممکن است چیزهای ساده و ارزان مانند یک جشن پیتزا یا یک نهار باشد.

پس از درک ارزش با هم دیگر کار کردن افراد، آنها نیاز دارند تا در یک تلاش هماهنگ با همدیگر کار کنند. برای اینکه گروهی از افراد به عنوان یک گروه رسمی یا غیر رسمی با هم کار کنند، نیاز به ساختار و اهداف کاملا تعریف شده ای دارند. شما نیاز به شناسایی یا بدست آوردن توافق گروهی در مورد قوانینی دارید که آنها در گروه نیاز دارند. برای مثال: تسهیل گر؛ رهبر؛ نگه دارنده رکورد؛ نگه دارنده زمان و غیره. بنابراین همانطور که در بالا اشاره شد، برای اینکه یک تیم موفق شود، نیاز به اهداف کاملا تعریف شده ای است. در اینجا روش هایی وجود دارد که به تیم کمک کرده تا اهداف خود را تنظیم نمایند. تعدادی از آنها عبارتند از:

-> تیم می تواند یک طرح استراتژیک را برای طرح اهداف تیم شامل ماموریت، هدف و برنامه های عملی ایجاد نماید.

-> تیم می تواند نقش خود را با شش مورد زیر ارزیابی نماید:

1)      نتایج؛ من چه نتایجی را مشاهده می کنم؟

2)      مزایا؛ چرا این مهم است؟

3)      موانع؛ چه چیزی ممکن است من را از موفقیت باز دارد؟

4)      حمایت؛ چه منابعی در دسترس هستند؟

5)      رویکرد؛ من چه مراحلی را برای رسیدن به هدفم باید طی کنم؟ « بطور خاص، چه کسی، کی ، چه مدت و غیره»

6)      ارزیابی؛ زمانیکه به اهدافم رسیدم چطور متوجه می شوم؟

به واسطه تمامی این پیشنهادات کلیدی، مشارکت افراد گروه تا حدی ممکن می شود. بله، این امر ممکن است کمی زمان بر باشد، اما نتایج نهایی شما بسیار ارزشمند خواهند بود. در واقع شما تعامل افراد با دیدگاه " ما با هم می توانیم" را مشاهده خواهید کرد.

منبع:http://www.strategichrinc.com/articles/art_together.htm